السيد الطباطبائي ( مترجم : همداني )
97
تفسير الميزان ( فارسي )
در اينجا ممكن است خواننده عزيز بپرسد كه اينكه شما اصرار داريد عموميت اعجاز قرآن را ثابت كنيد ، چه فائده اى بر اين عموميت مترتب مىشود ، و تحدى عموم مردم چه فائده اى دارد ؟ بايد خواص بفهمند كه قرآن معجزه است ، زيرا عوام در مقابل هر دعوتى سريع الانفعال و زود باورند ، و هر معامله اى كه با ايشان بكنند ، مىپذيرند ، مگر همين مردم نبودند كه در برابر دعوت امثال حسينعلى بهاء ، و قاديانى ، و مسيلمه كذاب ، خاضع شده ، و آنها را پذيرفتند ؟ ! با اينكه آنچه آنها آورده بودند به هذيان بيشتر شباهت داشت ، تا سخن آدمى ؟ در پاسخ مىگوييم : اولا تنها راه آوردن معجزه براى عموم بشر ، و براى ابد اين است كه آن معجزه از سنخ علم و معرفت باشد ، چون غير از علم و معرفت هر چيز ديگرى كه تصور شود ، كه سر و كارش با ساير قواى دراكه انسان باشد ، ممكن نيست عموميت داشته ، ديدنيش را همه و براى هميشه ببينند ، شنيدنيش را همه بشر ، و براى هميشه بشنوند عصاى موسايش براى همه جهانيان ، و براى ابد معجزه باشد ، و نغمه داوديش نيز عمومى و ابدى باشد ، چون عصاى موسى ، و نغمه داود ، و هر معجزه ديگرى كه غير از علم و معرفت باشد ، قهرا موجودى طبيعى ، و حادثى حسى خواهد بود ، كه خواه ناخواه محكوم قوانين ماده ، و محدود به يك زمان ، و يك مكان معينى مىباشد ، و ممكن نيست غير اين باشد ، و بفرض محال يا نزديك به محال ، اگر آن را براى تمامى افراد روى زمين ديدنى بدانيم ، بارى بايد همه سكنه روى زمين براى ديدن آن در يك محل جمع شوند ، و بفرضى هم كه بگوئيم براى همه و در همه جا ديدنى باشد ، بارى براى اهل يك عصر ديدنى خواهد ، بود نه براى ابد . بخلاف علم و معرفت ، كه ميتواند براى همه ، و براى ابد معجزه باشد ، اين اولا ، و ثانيا وقتى از مقوله علم و معرفت شد ، جواب اشكال شما روشن مىشود ، چون به حكم ضرورت فهم مردم مختلف است ، و قوى و ضعيف دارد ، هم چنان كه كمالات نيز مختلف است ، و راه فطرى و غريزى انسان براى درك كمالات كه روزمره در زندگيش آن را طى مىكند ، اين است كه هر چه را خودش درك كرد ، و فهميد ، كه فهميده ، و هر جا كميت فهمش از درك چيزى عاجز ماند ، به كسانى مراجعه مىكند ، كه قدرت درك آن را دارند ، و آن را درك كردهاند ، و آن گاه حقيقت مطلب را از ايشان مىپرسند ، در مسئله اعجاز قرآن نيز فطرت غريزى بشر حكم به اين مىكند ، كه صاحبان فهم قوى ، و صاحب نظران از بشر ، در پى كشف آن برآيند ، و معجزه بودن آن را درك كنند ، و صاحبان فهم ضعيف بايشان مراجعه نموده ، حقيقت حال را سؤال كنند ، پس تحدى و تعجيز قرآن عمومى است ، و معجزه بودنش براى فرد فرد بشر ، و براى تمامى اعصار مىباشد .